مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
در صف کرببلا، جان جهان را کشتند سببِ خـلقـتِ پـیـدا و نـهـان را کـشـتند یک جهان اهرمن از کین، به هواى زر و سیم جمع گردیده، سلـیـمانِ زمان را کشتند مردمى سفـله و نامـرد به دستور یـزید روح مردانگى و عدل و امان را کشتند گـردبـاد سـتـم انگـیخـتـه از هر طرفى شمع پرتـوفکن کون و مکان را کشتند ره باطل بگـزیدند و به نیـرنگ و ستم آن ز حق بیخبران، حقطلبان را کشتند قامتِ پیرِ فلک خم شد از این داغ گران که علىاکـبر و عبّاس جوان را کـشتند آه از آن قوم مسلمان که پىِ خواهش نفس پسرِ دخـتـرِ پـیـغـمـبـرشان را کـشـتند! عالمى سوخت از این غم که در آغوش پدر کودک تـشنۀ بیتاب و تـوان را کـشتند حـرم محـتـرمـش را به اسـارت بردند بعد از آنی که همه پیر و جوان را کشتند دلش آغشته به خون است "مؤید" زین غم که به صحراى بلا، جان جهان را کشتند |